از ساعت ۱۱ صبح پشت درهای کمپ تیم ملی مانده بودند. چند نفری از کرج بودند و بقیه از کانادا.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ بی شک قصه این چند هوادار ، قصه ای رویایی است بین همه هواداران تیم ملی در همه سال های اخیر. آنهایی که به کمپ تیم ملی رسیدند و در روزی که درها بسته بود ، این قدر ماندند تا درها به روی شان باز شد. مهم اما این نبود که درها باز شد و آنها ستاره های شان را دیدند. مهم هیجانی بود که بچه ها در برخورد با ستاره های شان داشتند. حسی در آمیخته از مهربانی ، احترام و ذوق زدگی و اینکه آنها خود را از مردم و مردم را بزرگترین سرمایه خود می دانند. یک ماه است تمرین پشت درهای بسته را تجربه می کنند و حالا وقتی درها به روی شان باز می شود ، نه نشانی از غرور دارند و نه تکبر.

گوچی که از کمپ بیرون آمد با آن هیجان و آن شادی ، اصرار به گرفتن عکس یادگاری داشت با جمعیت. درست مثل مسعود شجاعی و بقیه. لبخندی بر لب هواداران نشاندند که تا مدت ها باقی بماند.

این یعنی تیم ملی . یعنی تیمی برای مردم و تیمی که می شود دوستش داشت. تیمی که بازیکنانش یک جمله را درباره آن خوب می گویند:«فارغ از اینکه نتیجه چه باشد ، طوری بازی می کنیم که همه ببینید تا آخرین ذره توان مان را در زمین گذاشته ایم.»

و این واقعا همان است که همه از این تیم انتظار داریم.

این خبر حدود ۱ سال پیش فرستاده شده است.
نظر کاربران را اینجا ببینید. ( تعداد نظرات: ۳ )