چهارشنبه، ۹ فروردین ۱۳۹۶ (29 Mar 2017)، ساعت ۱۵:۳۴ (به وقت ایران)
سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران در سال ۱۳۹۵ میانگین سنی تیم ملی پایین آورد و با همان ستاره‌های جوان تغییر نسل در فوتبال ملی را کلید زد.

به گزارش خبرگزاری فارس، «کارلوس کی‌روش ۱۳۹۵» را می‌توان با صدرنشینی در گروه A مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ به یاد آورد. با ۳ پیروزی مهم در راه جام جهانی و زدن ۴ گل و بسته نگه داشتن دروازه ایران در ۵ بازی. با ایستادن مقتدرانه بر سکوی اول رده بندی فیفا در قاره آسیا.

کی‌روش ۹۵ با تیم ملی ایران در سطح آسیا به هیچ حریفی باج نداد و این مهم‌ترین عملکرد او برای ثبت است، اما کی‌روش ۹۵ را با موارد دیگری هم به خاطر خواهیم آورد، با جدال های بی پایان او، با قهر و آشتی ها، با بگو مگوها.

اما حتما لازم است علاوه بر تمام این موارد که هر کدام در جای خود اهمیت دارد به کار درخشان کارلوس کی‌روش در سال ۱۳۹۵ هم بپردازیم، به تلاش او برای تغییر نسل فوتبال ملی ایران.

تیم ملی وقتی از جام جهانی ۲۰۱۴ بازگشت بسیاری به کی‌روش گوشزد کردند که تیم او جوان نیست، اما زمان لازم بود تا کی‌روش کاملا باور کند فصل تغییر رسیده و «باید» تیم ملی ایران را با مردانی جدید آرایش کرد. جام ملت های آسیا و شکستی که در عین شایستگی نصیب ایران شد کی‌روش را به این باور رساند که دیگر نمی تواند روی مردانی حساب کند که قبلا هر کدام ستاره ای بودند و عصای دست سرمربی تیم ملی ایران. از آن جا بود که تغییر نسل شروع شد. در تمام تیم های ملی وقتی نوبت به تغییر نسل می رسد از این تغییرات به عنوان یک جراحی سنگین یاد می کنند، جراحی سنگینی که گاهی حتی سبب می شود یک تیم ملی به «کما» برود و برای مدت ها از آن جایگاه قبلی دور بماند.

در بهترین حالت این جراحی منتهی به یکی دو سال افت شدید و محسوس می شود. برای اثبات این موضوع می توان روند تیم های ملی بزرگ و کوچک جهان در یک دهه گذشته را بررسی و جمع بندی کرد.

هنر کارلوس اما، این جا بود که خودش را نشان داد. وقتی تیم ملی از جام ملت های ۲۰۱۵ آسیا برگشت و جراحی بزرگ یا همان پروژه عظیم تغییر نسل کلید خورد بسیاری از منتقدان کیروش منتظر بودند افت شدیدی دامن تیم ملی ایران را بگیرد. این افت باید خودش را در سال ۹۵ که مصادف بود با مسابقات مهم مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ درنتایج و کیفیت بازی های تیم ملی ایران نشان می داد. مردان تازه از راه رسیده و جوانانی که مسابقه ملی چندانی نداشتند بسیاری را منتظر کرده بودند تا سقوط کی‌روش را ببینند. به طور معمول در بسیاری از کشورها وقتی پروژه تغییر نسل در تیم ملی آغاز می شود دو ابزار مهم در اختیار سرمربی تیم ملی قرار می گیرد تا بتواند این جراحی بزرگ را با کمترین لطمه ها در بخش نتایج و کیفیت بازی به سر انجام برساند. ابزار نخست، بازی های تدارکاتی زیاد مقابل حریفان متفاوت است. حریفانی با سبک های مختلف بازی و با توانایی های متفاوت. این حریفان به سرمربی تیم ملی امکان می دهند بتواند بازیکنان تازه تیم ملی را وارد «تیم» ملی کند. ابزار دوم اردوهای تدارکاتی بلند یا میان مدت است. دقایق طولانی تمرینات این فرصت را به سرمربی تیم ملی می دهند تا بتواند از مجموع بازیکنان تازه در کنار آنها که از قبل بوده اند یک تیم جدید بسازد.

هیچ مربی‌ای در جهان چوب جادویی ندارد تا بتواند از آن برای تغییر نسل بهره بگیرد. تمرین و مسابقه تدارکاتی ابزار آنهاست تا بتوانند این دوران را با آسیب کمتری پشت سر گذارند.

اما کی‌روش از داشتن این دو ابزار به اندازه استاندارد و حتی به میزان حداقلی هم محروم بود، نه به اندازه کافی برای تیم ملی ایران بازی تدارکاتی مهیا شد، و نه اردوهای آمادگی بلند و میان مدت در اختیارش قرار گرفت. سر و صداهایی که علیه کی‌روش راه انداختند را به یاد بیاورید. عصبانیت کی‌روش و اعترافات او به کمبود بازی های تدارکاتی را در ذهن مرور کنید تا به خاطر داشته باشیم چگونه کی‌روش را وسط انجام پروژه بزرگ تغییر نسل تیم ملی دست خالی تنها گذاشتند.

باور دارم بزرگ‌ترین کار «کی‌روش ۹۵» آنجایی که صدر نشینی در رتبه بندی فیفا را با اختلاف بیش از ۱۰۰ پوئن نسبت به تیم دوم تداوم بخشید نبود. حتی صدرنشینی در جدول رده بندی گروه A جام جهانی ۲۰۱۸ هم نبود. این هم که یکی از دو تیم بدون شکست مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ هستیم یا تنها تیم مقدماتی جام جهانی که دروازه اش در ۵ بازی بسته مانده شناخته شدیم نیز بزرگ‌ترین کار «کی‌روش ۹۵» نیست. زدن ازبکستان در تاشکند و پیروزی بر کره جنوبی در تهران هم نیست. همه این موارد البته کارهای بزرگی است و عامل موفقیت است، اما کار اصلی و بزرگ‌ترین هنر کی‌روش جای دیگری رقم خورده، آن جا که نسل تیم ملی فوتبال ایران را تغییر داده، بدون ابزار متداول در فوتبال جهان که در فوتبال آسیا هم معمول است. این تغییر نسل که در فقدان ابزار لازم انجام شد اما، کمترین خسارتی هم برای فوتبال ملی ایران در بر نداشت. هنر بزرگ کارلوس کی‌روش این بود.

«کیروش ۹۵» ثابت کرد مربیان بزرگ حتی وقتی با کمبود امکانات مواجه می شوند و از سوی کسانی که باید یاور تیم ملی باشند مورد بی مهری قرار می گیرند اگر چه اعتراض می کنند و حتی عصبی هم می شوند و گاهی اوقات واکنش های ناموجه و غیر حرفه ای و ناپسندی هم دارند اما شکست را قبول نمی کنند. آنها حتی وقتی بهانه لازم و کافی برای توجیه شکست دارند نیز شکست را در آغوش نمی گیرند. آنها به خوبی می دانند در آینده، نتایجی که کسب کرده اند مورد قضاوت قرار خواهد گرفت و دیگر کسی از شرایط آن روزگار ماضی که سبب شکست شده یاد نخواهد کرد. آنها یاد گرفته اند تحت هیچ شرایطی حق ندارند شکست را قبول کنند. اگر می بینیم مردان تیم ملی ایرن با هدایت کارلوس کیروش شکست و حتی مساوی را به راحتی قبول نمی کنند و تا آخرین ثانیه ها برای بردن می جنگند (مثل بازی با قطر در تهران و زدن گل بعد از دقیقه۹۰) این محصول آموزه هایی است که از کیروش یاد گرفته اند. باید کاری کرد که این آموزه ها وارد «فرهنگ فوتبال ایران» شود. باید همه کسانی که در فوتبال ایران حاضر هستند یاد بگیرند برای شکست هیچ بهانه ای قابل قبول نیست، اگر چه باید برای رفع آن بهانه ها تلاش کرد، اما در نهایت عذر و بهانه ها نباید باخت را عادی و شکست را قابل قبول کنند.

«کیروش ۹۵» الگویی خوب برای فوتبال ایران و فرهنگ فوتبال ایران است.

علی حق‌شناس، روزنامه نگار

این خبر حدود ۱۷ روز پیش فرستاده شده است.
نظر کاربران را اینجا ببینید. ( تعداد نظرات: ۸ )
تازه‌ترین خبرها
 
داغ‌ترین خبرهای روز
 
داغ‌ترین خبرهای هفته